کوله پشتی ها بر زمین مانده ...


مردان خاکی از این دیار رفتند و چه زود هم رفتند ، اما کوله پشتی آن ها بر زمین خاکی مانده است . نمی دانم چرا سنگینی آن را بر دوش خود احساس نمی کنم ؟ اصلا کوله پشتی را نمی بینم چه رسد به ... . امانت سنگینی بر دوشمان گذاشتید .

 قرن ها زمین انتظار مردانی این چنین را می کشید تا بیایند وکربلای ایران را عاشقانه بسازند و زمینه ساز ظهور باشند , آن مردان آمدند و رفتند . فقط من و تو ماندیم و از جریان چیزی نفهمیدیم . حال سالها  از آن روزگار گذشته ...

شهدا ! خودتان دوری یاران و رفقایتان را تحمل نکردید و رفتید . من فقط این سخن خودتان را می نویسم « کربلا رفتن خون می خواهد »

رد پای دل : شهدا ! داریم به سویتان می آییم ، با دستی پر از تهی ... 

اما با دلی پر از امید ... 

دریابیدمان ...

وصیتنامه مهندس شهید مهدی ناصری

نام : مهدی                               نام خانوادگی : ناصری

تاریخ تولد : 1341                       محل تولد : ساوه

رشته تحصیلی : مکانیک

محل تحصیل : دانشگاه علم وصنعت

تاریخ شهادت : 1366/10/1           محل شهادت : شلمچه

بسم الله الرحمن الرحیم

ان الله اشتری من المومنین باموالهم و انفسهم بان لهم الجنه.

 قرآن کریم

در این لحظات حساس که لشکریان اسلام ، می روند تا با دادن جان خویش از آرمانهای الهی و میهن خود پاسداری کنند ، وصیت نامه خویش را آغاز می کنم .شب هنگام است ؛‌ در میعادگاه عاشقان حسین ، همه در حال وداعند ، این آخرین دیدار است ؛ کوله بر دوش و آماده رزم ، منتظر طلوع فجر ... در دست بسیجیان ، اسلحه بر زمین افتاده شهدایمان است و در دلهاشان نور ایمان ، می توان نور خدا را بر جبینهاشان دید ... این خیل مشتاق ، گویی به سراغ معشوق خود می روند ، این گونه که آرام و قرار ندارند...

 گاهی اوقات فکر می کنم که باید روزی هزاران هزار بار ، شکرالهی را به جای آورد که در چنین موقعیتی زنده هستم و می توانم در راه حق جهاد کنم و جان ناقابل خود را که امانتی بیش نیست در راه قرآن و اسلام فدا نمایم.

 ای جوانان عزیز ! ای امت قهرمان !

فرصت ها را غنیمت بشمارید و راه شهدای عزیز را ادامه دهید که تنها مایه عزت ما ، همین جهاد در راه خداست. مبادا که از امام دست بردارید ؛ او بود که اسلام را نجات داد .

 و شما ای پدر و مادر عزیزم!‌

بدانید که من آگاهانه به این راه ، قدم گذاشتم و می خواهم اگر خدا قبول کند همچون حضرت « علی اکبر (ع) » در کربلای ایران ، خونم ریخته شود ... اگر خداوند ، توفیق شهادت را نصیبم کرد ، شما صبور و بردبار باشید که خداوند صابران را دوست دارد ؛ و خدای را شاکر باشید ،‌ که امانت الهی را باز پس داده اید.

 و شما برادران و خواهرانم !‌

امیدوارم که شما نیز همیشه موفق و موید بوده باشید و راهی را بروید که رضای خداوند در آن است .

التماس دعا

والسلام علیکم و رحمه الله و برکاته مهدی ناصری 1363/12/20

« روحش شاد و یادش گرامی »

 

به مناسبت سالگرد شهادت امام حسن عسكري (عليه السلام)

مراسم عزاداري و سخنراني

شنبه مورخ ۳۰/۱۰/۱۳۹۱

از نماز جماعت مغرب و عشاء

مسجد مرحوم آقا ميرزا حسين (رحمة الله عليه(

كاملاً بي ربط : گاهي وقت ها نبايد برخي حرف ها را زد و گاهي وقت ها هم بايد حرف ها خورد . بيچاره اين دل چه مي كشد بين اين زد و خورد .